برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
در چه حالت شکوهمندی تنهام! تنهای تنهای تنها.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب: دردنامه,
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
یک حقیقتی وجود دارد و آن هم اینکه ادبیاتخوانده باید با ادبیاتخوانده ازدواج کند؛ اگر درصد بالایی از شعر و کلمه در خون هردوشان بتپد. استاد المپیاد یکی از همکلاسیها، همسر استاد المپیاد یکی دیگر از همکلاسیها بود؛ یک چیز جالب در نگاه به کتابخانه و کتابهاشان که جلب توجه میکرد، وجود دو تا از خیلی کتابهاست تا سال ازدواجشان.
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
خیلی حرف دارمها، نه که نداشته باشم! اما لالم عزیزم. لالِ لالِ لال. برای من که جای چنگهایم روی تن اصیل کلمات مانده، ای کاش بدانی این لال بودن هفت شبانهروز آغوشِ یکسره، به تلافی میخواهد..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
هیچکس نمیتواند بفهمد عمق این بیکلمگی تا چه اندازه من را به درد آورده. آه؛ تمام تنم دردناک است..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
«قوی نیستم وقتی از دست میدم
قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست
کسی که تو تنهاییهاش پیله بسته
غزل گفته از تو ولی منزوی نیست»..
برچسب:
نویسنده: آرین زارعینیا
وقتی شکنجهگر تویی شکنجه اشتباه نیست..
+ عاقامون داریوش! مخصوص شبهای جاده، که البته ما کنج خلوت شبانه اتاق تاریک گوش میدیم..
+ روزهای سرنوشتسازیه که میگذره و من مدام به اون ددلاین آرمانی نزدیک میشم و باز کاری نکردم!
برچسب: کردمت,
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب: بازخوانی,
نویسنده: آرین زارعینیا
برچسب: قانعان,
نویسنده: آرین زارعینیا