خرید بک لینک
سرکار علیه، فرزانه خانمِ میـم؛ نظر به اینکه دستگاه گوشی حضرتمان را، والده محترمه توقیف فرمودهاند، و حضرتمان نمیداند چرا در آن تلگرام گوربهگوری نام جنابتان در کانتکتها نیامده و از چگونگی یافتن نامتان بیخبر است، عنایت فرموده، این بیخبری را حمل بر

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 13:35

در چه حالت شکوهمندی تنهام! تنهای تنهای تنها.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 13:35

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 13:35

تمام این روزها داستان دو تا برادر است و دو تا برادر و یک خواهر و تمام؛ باقی حاشیهاند.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

1. یک بار با فاطمه به مسخره راجع به استقرار آشوبها در تاریخهایی حرف میزدیم که با یکدیگر وجه مشترک دارند. 68 رحلت امام، 78 کوی دانشگاه، 88 جنبش سبز، و بعد میخندیدیم که یعنی 98 چه چیزی انتظارمان را میکشد؟ دیروز دیدم آقای قاسمیان در هیئت دانشگاه شریف (ایشان منبرهای سلسلهوار زیادی در دانشگاه شریف برگزار میکنند و تقریبا رنک اول سخنرانی را در هیئت این دانشگاه دارند) از فتنه 98 گفتهاند. من هیچگاه هیچ صوتی از ایشان گوش نکردهام و حتی یک بار هم منبر ایشان ننشستهام. اما آنچه این روزها در میان جامعه نخبگانی(!) افراد متمایل به نظام جمهوری اسلامی (در واقع آنها که دنبال براندازی نیستند!) جریان دارد، نظرم را به سمت حرفهای ایشان جلب کرد. ضمن اینکه آقای پناهیان هم چیزی شبیه به این را در منبرهای محرمشان نخ دادهاند(!؟). چندوقتی هست جبههای به نام جبهه عدالتخواهی در طیف به اصطلاح تحصیلکرده متمایل به نظام راه افتاده، که اصل موضوع به سعید زیباکلام برمیگردد. کاری به تاریخچه و چگونگی عمل این جبهه ندارم. بروید بخوانید. آنچه از آن به شدت متعجب شدهام اتحاد بعضی از آقایان که در بین برخی از مردم جایگاه مقبولی دارند، علیه جبهه عدالتخواهیست. چند روز پیش، دادستان مرکز خراسان رضوی گفته بود «اختیارات دادستان یک بند انگشت از خداوند کمتر است.» من اهل مغلطه نیستم. اهل تعمیمهای نابخردانه هم نیستم. اما آنچه ما امروز واقعاً از دستگاه قضا میبینیم لفافهپیچ همین حرف است. آقای صادقی با جرئت ستودنی تابوها را شکسته و آن چیزی را گفته که قوه قضائیه به آن باور دارد. فتنه عدالتخواهان؟! تندروی؟! جلو افتادن از رهبری؟ آقای پناهیان؛ شما که در تمام طول سالهایی که بین قشر وسیعی از مردم به واسطه نوع س

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

غایت استدلال دوستان حزبولاهی در جواب انتقاد از وضع موجود این است:
«حرف دشمن را تکرار نکنید.»

برچسب: دردنامه, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07


- How old are you?
- Eighteen.
- I'm 8. That means when I'm 18, you'll be 28. And when I'm 28, you'll only be 38.
- You're pretty good at arithmetic.
- And when I'm 38, you'll be 48. That's not much difference at all.


Big Fish|2003


برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

یک حقیقتی وجود دارد و آن هم اینکه ادبیاتخوانده باید با ادبیاتخوانده ازدواج کند؛ اگر درصد بالایی از شعر و کلمه در خون هردوشان بتپد. استاد المپیاد یکی از همکلاسیها، همسر استاد المپیاد یکی دیگر از همکلاسیها بود؛ یک چیز جالب در نگاه به کتابخانه و کتابهاشان که جلب توجه میکرد، وجود دو تا از خیلی کتابهاست تا سال ازدواجشان.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

خیلی حرف دارمها، نه که نداشته باشم! اما لالم عزیزم. لالِ لالِ لال. برای من که جای چنگهایم روی تن اصیل کلمات مانده، ای کاش بدانی این لال بودن هفت شبانهروز آغوشِ یکسره، به تلافی میخواهد..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

هیچکس نمیتواند بفهمد عمق این بیکلمگی تا چه اندازه من را به درد آورده. آه؛ تمام تنم دردناک است..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

اسمش را بگذاریم آرمانگرایی فلجکننده. حرف بزرگتر از دهن. سنگ بزرگتر از زدن. لجبازی آدمِ یاغی سرکش، برای اینکه توی چشمت باشد؛ برای اینکه عزیز دلت باشد، برای اینکه ببینیش، اشاره کنی به دوستداشتنش. آرام گرفتنِ عبدِ یاغی سرکش، در اوج یاغیگری، در قلب لحظاتی که رو از تو برمیگرداند که: خودم بلدم! در لحظاتی که از روی زانوهاش بلند میشود به عظمی؛ و آنچنان طغیان کرده که باور ندارد اگر نخواهی نمیشود. آنچنان در نقش انسان فرو رفته که باور ندارد مشتت را ببندی له شده؛ آرام گرفتنِ عبد یاغی سرکش، در قلب این لحظات؛ وقتی که لهله میزند تا فقط تو ببینیش. قلدری میکند که خودی نشان بدهد. از بر ملا شدن شدت ضعفش در چشمهایت ترسیده؛ از ترس فرو ریختن در چشمهایت خودش را روی پا نگه داشته؛ به زحمت! این هم برای تو؛ به شادی تو؛ به افتخار تو؛ من هیچگاه در هیچ قنوتی، در هیچ سجدهای، در هیچ لحظهای، زیر لب تکرار نخواهم کرد: «رَبَّنا وَلا تُحَمِّلنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ!». از وحشت بر ملا شدن شدت ضعفم پیش چشمان تو؛ این هم به افتخار چشمهای تو! من از پایان رنج میترسم. من از برداشتن اینهمه درد از روی شانههایم میترسم. ما که محکومیم به نرسیدن؛ بگذار لاأقل با شانههای خمیده زیر رنج، ایستاده بمیریم، که تحسین چشمهایت از روی شانههامان تکان نخورد. بهانه نرسیدنم را نگیر. تا دنیا دنیاست رنج راهی کن به شانههایم. نه که خودآزار باشم، راحتم که میگذاری، انگار برای بار هزارم جان پیامبرت را قسم میخوری به رهاشدگیمان در مستی. رنجهای بزرگتر از دهنم میخواهم. دردهای بزرگتر از دوشم. این هم برای تو؛ به شادی تو؛ به افتخار تو؛ به بادابادی چشمهای تو. از این عبدِ سرکش طغیانگر، که در اوج طغیان، در قلب ایستادن،

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

خدایا! خوشحالی از خلق موجودی که فاصله صفر تا سگش، مرگ تا تولدِ یکدوچند هورمون است؟

برچسب: بینهایت,بینهایت, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

حماس نام مروان برغوثی را در لیست تبادل احتمالی اسرا با اسرائیل قرار داد..





برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

«قوی نیستم وقتی از دست میدم

قوی نیستم، عشق اصلاً قوی نیست

کسی که تو تنهاییهاش پیله بسته

غزل گفته از تو ولی منزوی نیست»..

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 1:07

شنیدن. ما که از اول اینجوری نبودیم. دعا از لبمون رد نشده بود مستجاب بود. خودت که یادته آقا مرتضا! چه حالا بر ما گذشت خدایی. اما دیگه نمیشه اونجوری بشه. نمیدونم، یه جور غلبه عقله انگار. تا میخوایم بریم تو یه حالی عقلمون ابرو خم میکنه که یعنی این چه وضعشه؟ آقا مرتضا ما خیلی عوض شدیم. خودت که بهتر در جریانی. ولی از تو چه پنهون، اون خود بی عقلمو بیشتر دوست داشتم. اون که قلبش کف دستش بود، اون که آ

برچسب: مملکت,عاشقان,سیاسی, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 17:00

وقتی شکنجهگر تویی شکنجه اشتباه نیست..



+ عاقامون داریوش! مخصوص شبهای جاده، که البته ما کنج خلوت شبانه اتاق تاریک گوش میدیم..

+ روزهای سرنوشتسازیه که میگذره و من مدام به اون ددلاین آرمانی نزدیک میشم و باز کاری نکردم!

برچسب: کردمت, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 17:00

این را قبلاً هم نوشته بودم. محرم است و فرصت مناسبی برای بازخوانی این چند خط: «اگر مانند مکتبهای تربیتی معاصر که معتقدند باید بچهها را از کودکی پر کرد و آموزش داد و قهرمانهایش را به گوشش خواند، ما هم بخواهیم که قهرمانهایی همچون حسین و یا همچون علی اکبر و قاسم را به عنوان درسهای تربیتی بچهها در همین دورهها به آنها معرفی کنیم و پافشاری کنیم، فردا باید منتظر ظهور نفرتشان باشیم؛ چون این درس

برچسب: بازخوانی, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 17:00

شنیدن. سعی نکنید با یک دختربچه هجده ساله به شدت ایدهآلگرا، با منطق ساکتشدهتان حرف بزنید. سعی نکنید به او بفهمانید راهی که میرود اشتباه است. اندازه تمام شبهایی که خواب دیده است تمام گرسنگیهای جهان را از حلقوم همه بچهها بیرون کشیده و اندازه تمام روزهایی که در بیداری رؤیای براندازی ابرقدرتها را دیده، میفهمد ایدهآلگرایی تا این اندازه که او دچارش است، چقدر دردناک و زجردهندهست. اگر شماه

برچسب: قانعان, نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 17:00

صفحه بندی